براستی امسال در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کردید؟ البته ما که نتوانستیم شرکت کنیم. اما از تلویزیون این حضور پر شور وحماسی مردم را نگاه کردیم.

حضور میلیونی مردم در تهران وسایر شهرستانها و شعار دادن آنها علیه استکبار جهانی شعارهایی که گوش همه ی ما به آنها آشناست (مرگ بر آمریکا٬ مرگ بر اسرائیل وغیره) براستی این همه شعارچطور لرزه بر اندام قدرتهای بزرگ می اندازد البته همیشه برای ایرانی جماعت حرف زدن بهتر از عمل کردن است. همانطوری که قبل از انتخابات همه خوب حرف می زنند وخوب وعده می دهند والبته خوب شعار میدهند ولی بعد از آن اصلاً انگار حرف یا شعاری از دهان آنها بیرون نیامده است.
مسئولان ما میگویند همه ی مردم باید در انتخابات شرکت کنند وشاهد یک حضور حداکثری از مردم باشیم. وقتی نمایندگان وکسانی که به وعده های خود عمل نمیکنند و قبل از انتخابات هزاران وعده به مردم می دهند ولی در صورت پیروزی در انتخابات همه ی آن حرفها فراموش می شود و انگار مردمی در کار نبوده اند با این اوصاف چطور میتوان انتظار داشت که مردم در انتخابات حضور حداکثری داشته باشند. به نظر شما آیا مردم بخاطر این که مشت محکمی در دهان استکبار زده باشند حضور حداکثری می یابند یا اینکه برای انتخاب کاندیدهای صالح وعملگرا وکار آمد و آشنا به مشکلات مردم در صحنه حضور می یابند؟
اگر ما میخواهیم با حضور حداکثری در راهپیمایی 22 بهمن یا انتخابات مشت محکمی در دهان آمریکا بزنیم پس چرا 29 سال از انقلاب میگذرد اما هنوز آمریکا دست از شیطنت خود علیه ملت ایران بر نداشته است. البته ما با انقلاب یا اسلام مخالف نیستیم فقط مخالف دروغ و تبعیض هستیم.
اگر میخواهیم مشت محکمی در دهان استکبار بزنیم نباید در راهپیمایها دانش آموزان را مجبور کنیم در این راهپیمایها شرکت کنند ودر صورت حضور نیافتن آنها از نمره انضباط آنها کم شود. وبا بخشنامه های متعدد کارمندان ومعلمان رابه زور از خانه ها یشان بیرون بیاوریم.
امام خمینی(ره) نه بادروغ ونه با بخشنامه وآئین نامه انقلاب کرد بلکه انقلاب امام یک انقلاب مردمی بود. مردم از کوچک وبزرگ در آن سهیم بودند انقلابی که امام کردند مردمی بود نه حزبی همه وهمه یک هدف داشتند آنهم آزادی مردم از دست طاقوت شاهنشاهی اما الان حزبهای گوناگون حرفهای زیاد ودروغ های متفاوت که حضور در راهپیماییها و انتخابات را یک وظیفه ملی برای مردم می دانند. اما عمل کردن به حرفها و وعده های خود را وظیفه ی ملی و شرعی نمی دانند وبه راحتی از حرف خود می گذرند. وتنها چیز مهم خودشان وخانواده ی آنها است.
مردم در کشور ما هفتاد میلیون ایرانی نیستند تنها سران چند حزب رئیس جمهور(که البته خود رئیس جمهور اجر هفتاد میلیون ایرانی را می کشد!!) وزیران وکارخانه دارانی هستند که وظیفه آنها پایمال کردن حق دیگران است واین گفته را به راحتی می توان ثابت کرد.
مردم زمانی 70 میلیون ایرانی هستند که موقع انتخابات یا 22 بهمن باشد و مسئولان به آنها احتیاج داشته باشند . ودر بقیه روزها از صف مردم جدا میشوند.
بستن مرزهای ایران برای جلوگیری از ورود برخی کالاها ودر عوض بالا بردن تعرفه های گمرکی که تنها موجب سود برای دولت وگرانی وتورم برای ملت می شود .
آقای احمدی نژاد می گویند تورم وگرانی راعده ای در جامعه به وجود آورده اند وروزنامه ها آن را بزرگ کرده اند. من میخواهم به آقای احمدی نژاد بگویم اگر تورم و گرانی را عده ای در جامعه بوجود آورده اند شما به عنوان رئیس جمهور وظیفه تان است تا جلوی آن را بگیرید. وفقط حرف نزنید وبه گفته های خود عمل کنید.
من وچندین نفر از دوستانم از کسانی هستیم که به آقای احمدی نژاد رای داده ایم.ولی اگر این سیاستهای رئیس جمهور (حرف زدن وعمل نکردن به آنها) ادامه یابد ممکن است در انتخابات آینده ی ریاست جمهوری با شکست مواجه شود وتنها رئیس جمهوری خواهد بود که با حمایت 100 درصدی مردم روی کار آمد ولی با قدرت همین مردم با شکست مواجه می شود وصحنه را ترک خواهد کرد. وکمی مایه آبروریزی در جهان برای ایران خواهد شد.
مسئله دیگر اشتغال جوانان است بله جوانان ما پسر آقای احمدی نژاد ودیگر وزیران ومدیران مملکت ما و پسر آقای جهرمی وزیر کار که به گفته ی ایشان 20 روز است از سربازی آمده(فقط 20روز) و لی هنوز بیکار است!!!!
البته ازدواج جوانان را هم نباید نادیده بگیریم این مسئله خیلی مهم است. بله ازدواج جوانان مهمترین مسئله است. گرفتن زن دوم وسوم برای جوانان بالای 50 سال که البته این قشر از جوانان بیشتر مدیران ما هستند! که چون پول زیادی دارند و دولت هم بیت المال را در اختیار آنها گذاشته است تا هر کاری که می توانند بکنند. البته می گویند سازمان بازرسی بر مدیران وسازمانهای آنها نظارت می کند اما کسی هست که بگوید سازمان بازرسی از چه افرادی تشکیل شده است.
بحث ازدواج نیز به اینجا کشیده شد که در ایران افراد عادی نمی توانند ازدواج کنند!(ما جوانان) ولی مردم (مدیران ما)می توانند ازدواج کنند. مردم عادی نمی توانند ازدواج کنند چون پول ندارند و متاسفانه در زمان انقلاب هم نبوده اند یعنی سن ما به آن زمان نمی رسد که در آن شرکت می کردیم تا شاید یک پست مدیریتی هم به ما می رسید تا الان می توانستیم ازدواج کنیم.
راجب به این مسائل ازدواج٬ تورم٬ گرانی و مدیران کشور گفتنی های زیادی است که در فرصت های بعدی به آنها خواهیم پرداخت.
